به گزارش خبرنگار سیاسی سراج24، این که هرکس تاریخ را چطور می فهمد، می تواند، به حال و آینده او ساختار بدهد. چرا که رفتارهای فعلی و آینده افراد در بستر تاریخ شکل گرفته اند. سیاستمداران سعی می کنند از انواع خوانشها از وقایع تاریخی و تطبیق قرائت مورد نظر با یک «تصمیم» یا «اتخاذ یک سیاست» برای رسمیت بخشیدن به تصمیمهای سیاسی و توجیهپذیر کردن آنها استفاده کنند.
در این میان گستردگی اخبار و تحولات، در نتیجه کم حافظگی جوامع باعث می شود که تحریف های تاریخی ممکن شوند. سیاستمداران که از این کم حافظگی جوامع مطلع اند، با دستبرد زدن به وقایع تاریخی و تطبیق های دلخواه، تاریخ را آنطور که می خواهند روایت می کنند.
در این اما، برخی وقایع تاریخی، چون وقایع صدر اسلام از این ویژگی مستثنی نیستند و قابل سوء استفاده های سیاسی قرار گرفته اند. اما آیا سیاستمدار حق این گونه سوء استفاده ها را دارد؟ آیا این گونه سوء استفاده ها نتیجه می دهند؟
در پاسخ باید گفت، تاریخ صدر اسلام به دلیل خوانش گسترده در جامعه مسلمان ایرانی، قابل سوء استفاده نیست. اما چرا در دوسال گذشته رییس جمهور و اطرافیان دولت با به کار بردن تشابهات تاریخی سعی کرده اند، تاریخ را تحریف و سیاست های خود را پیش ببرند؟
تطبیقهای تاریخی در ۲ سال و نیم گذشته برای توجیه مذاکرات و پس از آن استفاده از تاریخ برای سیاست داخلی در دولت به امری عادی تبدیل شده است. در دوران مذاکرات رسانههایی که ما پیشتر نامشان را رسانه های جریان «توافق به هرقیمتی» گذاشتیم تلاش کردند با استفاده ابزاری از تاریخ به سرعت دادن شکل گیری توافق پرابهام برجام تلاش کنند. تطبیق های تاریخی تا آنجا پیش رفت که متاسفانه حتی از کربلا نیز به درس مذاکره تعبیر شد. سپس صلح امام حسن(ع) مورد استفاده قرار گرفت و چندی بعد تر صلح حدیبییه را مدنظر قرار دادند تا مذاکرات را توجیه کنند.
این رویکرد اما در مورد سیاست داخلی نیز پیش گرفته شده بود. در ماجرای تلاش برای رفع حصر سران فتنه به اشتباه از "حر" مثال به میان آورده شد و این روزها رییس جمهور برای فشار به شورای نگهبان برای تاییدصلاحیت افرادی که این شورا ناصالح برای امر قانونگذاری تشخیص داده از یکی از انتصابات امیرالمومنین سوء استفاده تاریخی کرده است.
روحانی روز گذشته در جمع فرمانداران، با نصفه و نیمه خواندن تاریخ مثالی از انتصاب زیاد ابن ابیه به استانداری فارس زد و گفت: امیرالمؤمنین وقتی می خواست حاکمی بگذارد فقط دقت می کرد که این اهل نماز شب است یا نماز اول وقت در مسجد می خواند و یا زکات می دهد؟ فقط صداقت و ایمان مد نظر ایشان بود؟ یا کارآمدی و کاربلدی و توانایی مدیریت و فهم جامعه هم مد نظر ایشان بود؟ گاهی امیرالمومنین(ع) برای حل مشکلات پیچیده برخی استانها افرادی را انتخاب میکرد که انسان تعجب میکند، البته این هم به خاطر آن است که ما به همه زوایا آشنا نیستیم و گرنه معلوم است کار امیرالمومنین (ع) درست است. وقتی امیرالمومنین (ع) دید فارس شلوغ است و کسی نمی تواند آنجا را اداره کند یک سیاستمدار پخته که در بقیه موارد نیز تا حدودی قابل قبول بود به اسم زیاد ابن ابیه را به استانداری فارس منصوب کرد.
این موضوع البته با واکنش های اساتید حوزه تاریخ همراه بود. دکتر رجبی دوانی استاد برجسته تاریخ درباره اظهارات روزگذشته روحانی گفته است: زمان خلافت امامعلی(ع) زیاد به پیشنهاد ابنعباس، از جانب امام برای سرکوب یک شورش به فارس اعزام شد تا اوضاع و احول آنجا را آرام کند. زیاد این ابیه چون فرد توانمندی بود، علاوه بر حاکمیت فارس از سوی امیرالمؤمنین علی(ع) قائممقام فرمانروای بصره یعنی عبدالله ابن عباس هم شده بود. در موقعیتی که حتی عبدالله ابنعباس که پسرعموی پیغمبر و امیرالمؤمنین علی(ع) بود خیانت کرد و بیتالمال بصره را برداشت و گریخت، زیاد ابن ابیه بود که وفاداری به امام علی علیهالسلام و خلاء عبدالله ابن عباس را جبران میکند، پایداری میکند. حتی فتنهای که عوامل معاویه بر بصره ایجاد کرده بودند و میخواستند بصره را از قلمرو حکومت حضرت خارج کنند، این ابنزیاد بود که محکم در برابر فتنهگران ایستاد و مقاومت کرد و از حضرت هم درخواست کمک کرد که امیرالمؤمنین علی(ع) جاریه ابن قدامه سعدی یکی از سرداران خود را با سپاهی به سوی بصره فرستاد که این سپاه و از طرفی هم زیاد ابن ابیه موفق شدند فتنهگران شورشی برانداز را در بصره سرکوب کنند.
این استاد تاریخ در ادامه می گوید: اگر اینطور بود که امیرالمؤمنین(ع) هرکسی را که توان مدیریت داشت و سیاستمدار بود حاکم ولایاتی از حکومت اسلامی میکرد معاویه را که بر تخت حکومت شام تکیه زده بود عزل نمیکردند و به دنبال آن جنگ صفین که حدود ۷۰ هزار نفر از مسلمانان در آن جان باختند اتفاق نمیافتاد. اما چون امیرالمؤمنین(ع) معاویه را فردی فاسد میدانست که حاکمیت حق را قبول نداشت و به هیچ وجه به ایشان وفاردار نبود علیرغم توان مدیریتیاش او را عزل کردند.
برخی ناظران سیاسی اما، حملات روحانی به شورای نگهبان را که اینبار توسط شبهات تاریخی انجام می شود، طور دیگری تحلیل میکنند. مهدی محمدی معتقد است سخنان رییس جمهور علیه شورای نگهبان از ترس ناشی می شود. او در ادامه گفته است: با اجرا شدن برجام حسن روحانی تنها ابزار لاپوشانی ناکارآمدی اقتصادی دولتش را از دست داده است و بنابراین طبیعی است که نگران و هراسان باشد. همین حالا، تنها تحرک واقعی که از ناحیه دولتی ها می توان دید رفتارهای شبه التماسی به طرف خارجی است تا در ایران سرمایه گذاری کند. روحانی رونق اقتصادی را هم از سیاست خارجی و شیرین کردن خود برای اروپا و امریکا می خواهد، غافل از اینکه این باعث می شود حتی امریکایی ها هم او را میانه رو بی کفایت بخوانند و حیرت خویش را از اینکه او و تیمش هنوز نمی دانند گام اول رونق اقتصادی پایدار تقویت تولید داخلی است ابراز کنند.
حمله به شورای نگهبان را جدی نگیرید. فردا شاید به جای دیگری هم حمله کنند؛ آن را هم جدی نگیرید. همه اینها ناشی از استراتژی است که من آن را فرار از اقتصاد به سیاست میخوانم. استراتژی که جامعه ایرانی مدتهاست دست طراحان و مجریان آن را خوانده است. تند کردن فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات هرگز باعث نخواهد شد مردم آنچه را که سر سفره شان می گذرد، فراموش کنند. اگر غوغاسالاری جواب می داد احمدی نژاد در این کشور رییس جمهور مادام العمر بود.



